Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘تجاوز’

بنده به شما عرض میکنم ، حفظ ارزشهای این نظام ، حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی و امام راحل تنها از طریق تجاوز ممکن است . از بهمن ماه سال 57 اینگونه بوده است و اکنون هم به حول و قوه الهی بر همین منوال ادامه دارد . بنده از برخی نخبگان کشور تعجب میکنم ، چرا اینطور سیاه نمائی میکنید ، این مسائل را به این نحوبازگو میکنید ، ما مسئولیم ، امروز همه مسئولند ، نگذارند دشمنان اسلام این چیزها را بفمند . بنده خود شخصا در چند مورد صحنه را دیدم ، تجاوزات بسیار خوبی انجام شد ، پیشرفتهائی بود ، کاستی هائی هم مشاهده شد که انشاالله به زودی بر طرف میشود ، این روند از ابتدای انقلاب ادامه دارد و ما با همین حرکتها مشتهای محکمی بر دهان دشمنان داخلی و خارجی زده ایم . بنده مخالف افشاء تجاوزات هستم و با جدیت با این بدعتها مقابله خواهم کرد . این مسئله تجاوز همیشه بوده است ، قبل از انقلاب هم بود ، مگر ما دلسوران نظام خود بارها در زندانهای ستم شاهی مورد تجاوز قرار نگرفتیم ، الان هم هست ، مسئله امروز نیست ، مربوط به اسلام است ، مربوط به هویت فرهنگی ماست ، چیزی نیست که ما بخواهیم و بتوانیم بر سر آن مذاکره کنیم . بنده این حرفها را گفتم و انشااله همه جناحها متوجه شده باشند و بگزارند همه افراد وظایف خود را انجام دهند . اگر این اتفاق نیافتد آنوقت بنده باز در همین مکان حاضر خواهم شد و چیزهائی را خواهم گفت که آنوقت مسائل جور دیگری  حل خواهد شد . {در حال گریه}  در پایان باید عرض کنم ، بنده عقل … !

Advertisements

Read Full Post »

 

 

پسر : (سن 15 سال)

پدر من به سن تکلیف رسیده ام یعنی چه ؟

پدر : (با اعتماد به نفس)

پسرم یعنی اینکه دیگر یک مسلمان واقعی و کامل شدی ، باید نماز بخوانی و روزه بگیری و در راه خدا عبادت کنی …

پسر : (سن 15 سال)

پدر ما به چه دلیل مسلمانیم ، فقط برای اینکه خدا را عبادت کنیم ؟

پدر : (با اعتماد به نفس بیشتر)

نه پسرم ، روزگاری به مردم خیلی از دنیا ظلم میشد ، مردم همدیگر را میکشتند ، دخترانشان را زنده به گور میکردند ، از دختران و پسران جوان به عنوان برده کار میکشیدند و به آنها تجاوز میکردند … تا اینکه پیامبر اسلام آمد و دین اسلام را آورد و باعث شد تمام این طلمها از بین برود … حالا ما مسلمانیم تا در مقابل ظلم و جهل بایستیم و در راه خدا قدم برداریم  …

….

پسر(سن 18 سال — تکیده ، بیمار ،  خرد شده و سرشار از نفرت و سرخوردگی  ناله میکند)

من که مسلمان بودم ، نماز می خوانم ، روزه میگیرم ، هر کار که شما گفتید کردم تا راه کج نروم ، آن جانیان هم که میگویند مسلمانند ، نماز می خوانند ، روزه میگیرند … پس چرا به من تجاوز شد پدر ؟؟؟  چرا !؟

پدر : (سرشار از شرم)

صدای هق هق

Read Full Post »