Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘دین’

بسیاری از واقعیتهای حال حاضر دنیای ما در گذشته های دور یا سحر و جادو به حساب می آمدند و یا بیان کنندگانشان را دیوانه و مجنون فرض میکردند . برای مثال 1000 ها سال پیش چه کسی باور میکرد که زمانی انسان بتواند بر روی ماه قدم بردارد و یا چه کسی باور میکرد که زمین مرکز دنیا نیست ؟ بسیاری از گفته هائی که زمانی پیش گوئی به حساب می آمدند ، اکنون به حقیقت بدل شده اند .

علم و دانش با سرعتی شگفتی آفرین در حرکت است  و زندگی ما را ناچار دچار تحول و تغییر می سازد . در میان بعضی از پیشرفتهای علمی چنان نظام فکری بشر را دستخوش تحول میکنند که ناگزیر بایستی قبل از به واقعیت پیوستنشان سیستمهای بشری به شکلی هماهنگ با انها تطبیق یابند . یکی از این پدیده ها و پیشرفتهای علمی مبارزه با مرگ و پدیده پیریست .

یک پیشبینی ساده علمی من را به این نتیجه میرساند که در آینده ای نزدیک … هیچ انسانی نمیمیرد . روند پیری موجود زنده قابل کنترل میشود .. بافتهای مصنوعی و طبیعی  قابلیت جایگزینی با تمام اندام موجودات زنده را پیدا میکنند . اندام متلاشی شده در تصادف و صانحه (اگر در ان زمان وجود داشته باشند) بازسازی میشوند .

سوال اینجاست که در صورت تحقق چنین امری . نقش دین در زندگی انسان که بنای خود را بر زندگی اخروی انسان نهاده چه می شود . آیا دین از منطق زندگی انسان حذف میشود ؟ یا دین خود را با شرایط به وجود آمده تطبیق میدهد و یا دینهای جدید با تعاریفی جدید شکل میگیرند .

وقتی که وعده بهشت و جهنم  بی معنی شود ، دین چه راهی را در پی میگیرد ؟

Read Full Post »

ما خواهان حکومتی سکولار هستیم ، که در آن بی دین حق تعرض به دیندار و دیندار حق تعرض به بی دین را نداشته باشد. حکومتی که ضامن حقوق یکسان برای هر موجودیتی که اقلیت حساب میشود باشد . حکومتی که در ان حق شرکت در فعالیتهای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی  منوط به نوع نگرش و پیشینه مذهبی افراد نباشد . حکومتی که در آن تمامی اهرمهای کنترل به مردم ختم شوند . حکومتی که در آن ارزشهای اجتماعی و سنتهای اکثریت جامعه نتواند حقوق مدنی اقلیت را نفی کند . حکومتی که در آن قانون مقدس و وحی منزل تفسیر شده از جانب یک دیدگاه خاص نیست ، بلکه یک پیمان نامه اجتماعی برآمده از اجماع نداهای موجود جامعه ،  انعطاف پذیر و ضامن حقوق  اقلیت و اکثریت است  .

Read Full Post »

پیروزی زمانی حاصل میشود که فرد فرد افراد یک جامعه قبل از هر چیز بتوانند با درکی عمیق از هویت انسانی خود عنوان یک آزادیخواه و صلح دوست فارغ از هر مسئله ای که طی سالها آموزش و تلقین و نسل به نسل چرخیدن در ذهن و جانشان رسوخ کرده ، در یک کشمکش درونی پیروز شوند و نقاب جهل را هرچند که با چهره شان در آمیخته باشد و هر چند درآوردنش درناک باشد از چهره برکنند !

ساده تر و ملموستر برای ما این میشود که : هر گاه باور کردیم که ما ایرانی هستیم ، و رمضان و محرم از تقویم دلمان پاک شد و هرگاه عباس وابوالفضل و حسین و علی و محمد ذکرمان نبود ، روزیست که رنسانس ایران هم به پیروزی نزدیک میشود .

اشتباه نکنید ، این سخن به معنای اسلام ستیزی نیست ، اما نفی القای اجتماعی هر نوع دین است که متاسفانه در جامعه ما در زمانه حاضر اسلام قالب است .

وطن ما در طول تاریخ خود دو آئین میترائی را تجربه کرده است ، یکی دین زرتشت و دیگری اسلام ، در هر دو دین اورمزد و الله همان خدای آئین میترا یعنی » اله» هستند که با مقیاس و تعریف زمانی و مکانی گوناگون تعریف شده اند ، هر دو دین ، زمانی به قدرت مطلق حاکمیت تبدیل شده اند و انحطاط جامعه ما دقیقا از دل همین قدرت مطلق دینی آغاز شده است {توضیح بیشتر را در مجال دیگری بازگو میکنم}

حال نگاه موردی به عملکرد دین در باور اجتماعی ملتها و عدم تطابق آن با منطق :

1 – دین همواره در دل یک انحطاط عمیق غیر عقلانی شکل میگیرد و رشد میکند : برای مثال اسلام از دوران جاهلیت اعراب و اعمال شنیعشان که با هیچ عقل سلیمی جور در نمی آمد (اما به باور سنتهای اجتماع ان روز اعراب بدیهی بود) یا در زمان استیلای قدرت نظامی روم و یا دوران فرعون ها وغیره .

2 – در چنین دورانهائی که دینها ظهور کرده اند ، باورهای مردمانی که تحت ظلم و ستم قرار داشته اند به حدی در انحطاط مطلق نگاه داشته شده بوده که به هیچ سلاح و منطقی غیر از یک باور قویتر امکان مبارزه با ان وجود نداشته است . برای مثال باور خدائی فرعون و …

3 – دینها برای استیلا بر جهل قبل از خود چنان پر و بال میگیرند و رشد میکنند و بالغ میشوند که در صورت پیروزی ( بسیار دینها بوجود امده اند و شکست خورده اند) به یک رکن از نظام مدنی جدید به وجود امده تبدیل میشوند . چه اگر این باور خدشه دار شود . جامعه متزلزل به وجود آمده به شدت دچار شکاف درونی میشود و به سرعت از هم میپاشد . برای همین هرچه بیشتر سعی میشود که دین و مشتقاتش به فضائی ورای قدرت و اراده انسان برای مثال خدا متصل شود تا این باور به افراد آن جامعه القا شود که مقاومت از نوع انسانی در برابر این هجمه معنوی (که معجونی متشکل از باورهای بعضا خیر خواهانه افرادی با هوش و با فراست ، باورهای جمع کثیری از جامعه پیروان و بخشی از قدرت افتصادی ، سیاسی و نظامی آن جامعه است) ، امکان پذیر نمیباشد .

4 – تمام تلاشهائی که دین برای بقاء خود میکند ، معمولا به سبب قدرتی بی حدی که در خلال بوجود آمدن و شکل گیریش پیدا کرده بعد از یک یا دو نسل منحط شده و در راستای امیال طیف جدید حاکمان به قدرت رسیده قرار میگیرد ، اینجاست که دین در ظاهر اصل و در باطن تبدیل به یک ابزار کنترل میشود ، معمولا آن خلاقیت اولیه که دین را در راستای نیازهای اجتماعی زمان قرار میداده به سبب ترس از تغییرو از دست دادن قدرت ، از بین می رود و کم کم بعد از گذشت زمان دین تبدیل به وصله ای ناجور و غده ای سرطانی میشود که در دل اجتماع سنگینی میکند .

5 – انحطاط دین به سبب قدرتی که در کنترل امیال و افکار عمومی از طریق القاء باور ماورایی بودن دارد به شدت و سرعت در جهت امیال و خواست حاکمان که معمولا در این زمان خود نیز به شدت انسانهائی گمگشته و دچار تضاد درونی بین خواستهای شخصی و اصول پایه ای دین مورد حمایتشان هستند ، پیش میرود . در این زمان عملا از دین صرفا یک نام و چند باور نظری اولیه که تفسیرهای جدیدی دارند و خیل عظیمی از باورها و سنتهای خرافی یا نزذیک به خرافه که به شدت حمایت و القاء میشوند ، باقی می ماند .

6 – این روند معمولا سالها ادامه می یابد و انحطاط هر روز بیشتر میشود . از آنجا که جوامع بشری ذاتا پویا هستند با گذشت قرون سکون دین در مقابل پویائی و نیازهای جدید جامعه بشدت پدیدار میشود و غیر منطقی مینماید و تبدیل به نوعی جهل و تحجر میگردد .

7 – اینجا زمانیست که یا یک دین جدید و مطابق با نیازهای جدید ظهور میکند ، یا جابجائی دین از مکانی به مکان دیگر صورت میگیرد و یا در صورتیکه ان جامعه خاص به حدی از دانائی و اگاهی و خرد جمعی رسیده باشد، راه کارهائی برای فردی کردن دین و حکومت از طریق عقل جمعی را جستجو میکند .

تاکید بنده همین نکته آخر است :

آیا جامعه ما به حدی از آگاهی و خرد رسیده است ، که دین گرا نباشد !؟

Read Full Post »